|
سوار تنها از سمت کدام جاده عبور کرده ای که بوی عطر گلهای وحشی را می دهی بگذار تا باد شمیم دلکش نگاهت را به من هدیه کند ....آه ای سفر کرده چه می توان گفت وقتی قلب من از جنس آیینه است و دستهای سرد تو خالی از عشق وقتی که می رفتی فکرش را می کردی که نگاه منتظری در این سوی کرانه دریا ترا بجوید آه ای مسافر آ آیا می توانی پس از این انتظار طولانی مرا به کلامی میهمان کنی وقتی نیستی تنهایی عظیمی است تماشا کن احساس سردت خاکستر عشق را بر موهایم می نشاند گوی گونه هایم جایش را به خطوط چروک می سپارد باور نمی کنی؟نگاهم کن خیال نکن باور ترا باد می برد نگذار ترک آیینه قلبم عمیق شود شاید اتهام تو بی خبری است افسوس چقدر یاد ترا در قلبم آب می دادم اما تو در پیچ و خم جاده چقدر بی رحمانه یاد مرا جا گذاشتی دیگر باور نمی کنم که از تلاقی دو نگاه عشق معنا می شود در هیچ نگاهی مهربانی و گرما را حس نمی کنم سایه های سیاه مرا تسخیر کرده اند کلمات زیبا بر دلم نمی نشیند روزها چقدر سخت می گذرند و لحظه دیدار نمی رسد حقیقت این است تو هر گز عاشق نبوده ای اگر از دوست داشتن گفتی دروغ بود و شاید آن اعتراف حاصل جدال وجدان بود و دلسوزی خوب درک می کنم حقیقت این است تو هر گز عاشق نبوده ای
من مثل هیچ کس نیستم........... وقتی باران می بارد عاشق میشوم با پاییز میرقصم با تابستان آتش میگیرم و با بهار میشکفم گوش کن............... صدای خش خش گامهای من است که دنیا را میلرزاند نگاه کن .............. چشمان من است که خورشید را روشن میکند نگاه من است که آسمان را آبی میکند وقتی آمدم پاييز بود گریه هایم در باد پیچید و نفس هایم شاخه ها را لرزاند قلبم خورشید را روشن کرد............ چشمانم آسمان را لمس کرد برق چشمانم رعدی شد و آسمان را لرزاند.... ابرهای آبی خاکستری شدند و باران بارید............... نم نم باران صورتم را خیس کرد صدای موسیقی باران در برگها پیچید.............. ومن عاشق شدم.... آن شب ستاره ها می رقصیدند. مهتاب بر من میتابید نسیم آهسته نوازشم می داد و دنیای کوچکم آبی بود دریا آرام و من هم آغوش فرشته ای مهربان بودم آنروز که آمدم پاييز بود خورشید بود.سرخ بود و سبز............ ************************* و روزی که خواهم رفت باز هم پاییز است روزی شبیه امروز.......................... زرد است .سرد است و باز هم بارانیست......... وقتی چشمانم را میبندم باز هم ابرهای خاکستری می آیند و باران میبارد............. برق چشمانم خاموش میشود و رگباری آسمان را میلرزاند.........
و من برای همیشه به خواب میروم ستاره ام خاموش میشود خورشید یخ میبندد.......... دیگر هیچکس رنگین کمان را نخواهد دید روزی که خواهم رفت پاییز است روزی شبیه امروز..........
میبینی........... من مثل هیچکس نیستم.
زطبعم شعر می روید مگر احساس می میرد زمانی که تو می مانی درون قطعه قلبم چرا از من نمی گویی چرا با ما نمی خوانی و خورشید نگاهت را به چشمانم نمی دوزی اجاق گرم قلبم را فروزان کن که جان گیرم وگرنه رو به خاموشیست و می دانی که می میرم به یادت خواب می دیدم سحر با خاطرات تو ز بستر می شدم آری.......... کنون خاموش می بینم تمام خاطراتم را چرا؟ چون تو تمام عشق من را یک تصور آه آری یک تصور فرض می کردی تو که دستان سردم را همیشه گرم می کردی تو که فانوس قلبم را پر از دریا وشب کردی تو که از ناله عشقت به من گفتی شب مهتاب تو که گفتی خریداری غزلهای گرانم را تو که با بال سبز عشق مرا تا قصر ها بردی و تا آبی ترین آبی مرا تا بیکران بردی ولی دروازه قلبت عجب بی چفت و بی بند است که اکنون از من و عهدت نداری یاد چندانی.......... از آن روزی که تو رفتی کلام سرد من یخ زد و خواب از چشم من پر زد گل باغ دلم پژمرد شدم سایه درون شهر همان بودم ولی بی تو و با یک کوله بار غم تمام وسعت شب را به دنبالت گذر کردم و تا دریای بی تابی به غربت ها سفر کردم عجب رسوا شدم آری رفیق شهر مهتابی بهار من زمستان شد و تو تندیس تنهایی.......... عبورت مانده در یادم حضورت را نمی یابم و تو یک نقطه تاریک برای صبح فردایی من امشب بال می خواهم رفیق راه می خواهم که تا فردا و فرداها کند با یار همراهی
انسانها تنهائیت را پر نمیکنند، فقط خلوتت را میشکنند. هر چه انسانهای اطرافت بیشتر باشند ، خلوتت آشفته تر و تنهائیت تنهاتر میشود
باز بازي اين افکار پريشان ، با قلمي شکسته مي نگارد نامه اي ديگرتاهيچگاه فراموشت نکند اين دل پر درد و نالان. هيج جا نمي روم من همين جا مي مانم در ميان همين لحظه هاي سرشار از تنهايي در ميان همين حرفهاي به ظاهر تکراري ميان همين کوچه ، کوچه هاي دلتنگي ميان ... همواره در پس جاده هاي غريب مسافر بودن چه سخت است واين چشمان نگران چه بيتاب در جستجوي توست در جستجوي گمشده اي ميان زلفان پريشان عالم و ميان اين مردمان نامرد ....
|
About![]()
شب برا ی چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد Archivesهفته چهارم آبان 1388هفته دوم آبان 1388 هفته اوّل تیر 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته چهارم اسفند 1387 هفته اوّل بهمن 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته چهارم دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته سوم بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته اوّل آبان 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته سوم تیر 1385 Links
سهم من از با تو بودن این عشق
تقدیم به عزیزانم |